پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۴۸

خبرگزاری ندای شوش- عملکرد اقتصاد ایران در جنگ اخیر نشان داد که کشور با وجود تحریمهای طولانیمدت، توان عبور از شرایط سخت را دارد که نشاندهنده ظرفیتهای واقعی اقتصاد ملی است؛ ظرفیتی که بر پایه نیروی انسانی، تولید داخلی، زیرساختهای انباشته و تجربه سالهای فشار شکل گرفته است. گروه اقتصادی – جنگ تحمیلی ائتلاف آمریکایی […]
خبرگزاری ندای شوش- عملکرد اقتصاد ایران در جنگ اخیر نشان داد که کشور با وجود تحریمهای طولانیمدت، توان عبور از شرایط سخت را دارد که نشاندهنده ظرفیتهای واقعی اقتصاد ملی است؛ ظرفیتی که بر پایه نیروی انسانی، تولید داخلی، زیرساختهای انباشته و تجربه سالهای فشار شکل گرفته است.
گروه اقتصادی – جنگ تحمیلی ائتلاف آمریکایی – صهیونیستی علیه ملت ایران، بار دیگر اقتصاد کشور را در معرض یکی از سختترین آزمونهای سالهای گذشته قرار داد؛ آزمونی که در آن نهتنها توان زیرساختهای اقتصادی، بلکه میزان تابآوری ساختار تولید، تجارت و تأمین کشور نیز سنجیده شد. اگرچه اقتصاد ایران با وجود فشارهای جنگی، تحریمهای مزمن و آسیب به برخی زیرساختها توانست از این پیچ دشوار تاریخی به سلامت عبور کند و دچار فروپاشی یا بحران فراگیر نشود اما تجربه این دوره یک واقعیت مهم را بار دیگر آشکار کرد؛ عبور از بحران یک موفقیت است، اما تضمینی برای آینده نیست و اقتصاد ایران برای بازسازی پایدار، بیش از هر زمان دیگری به اصلاحات ساختاری نیاز دارد.
از این منظر، پایان جنگ و برقراری آتشبس میان ایران و آمریکا اگرچه از منظر سیاسی و امنیتی نقطهای مهم در تحولات منطقه محسوب میشود، اما برای اقتصاد ایران، معنایی فراتر از پایان یک درگیری نظامی دارد. اکنون پرسش اصلی دیگر این نیست که اقتصاد کشور از جنگ عبور کرده یا خیر؛ پرسش مهمتر این است که آیا اقتصاد ایران میتواند بدون اصلاحات بنیادین، از مرحله بازسازی نیز با موفقیت عبور کند؟
چه عواملی باعث شد اقتصاد در دوران جنگ تاب بیاورد؟
جنگ اخیر در شرایطی به اقتصاد ایران تحمیل شد که کشور سالها تحت فشار شدید تحریمهای مالی، بانکی، نفتی و تجاری قرار داشت. بسیاری از تحلیلگران خارجی تصور میکردند ترکیب جنگ و تحریم میتواند اقتصاد ایران را در مدت کوتاهی دچار اختلال گسترده کند؛ از بحران در تأمین کالاهای اساسی گرفته تا جهش کنترلنشده قیمتها، فروپاشی زنجیره تأمین و اختلال در تولید. اما در عمل، آنچه رخ داد با بسیاری از این پیشبینیها فاصله داشت.
اقتصاد ایران اگرچه تحت فشار قرار گرفت، اما از هم نپاشید. بازار کالاهای اساسی با وجود نگرانیهای اولیه دچار بحران فراگیر نشد. شبکه توزیع کشور، هرچند با فشار بالا، به کار خود ادامه داد. تولید در بسیاری از صنایع راهبردی متوقف نشد و حتی در برخی حوزهها، ظرفیت داخلی بیش از گذشته به کمک اقتصاد آمد. این مسئله بیش از هر چیز نشان داد که اقتصاد ایران در سالهای تحریم، ناخواسته به سطحی از تابآوری رسیده که در شرایط بحرانی خود را نشان میدهد.
البته باید اذعان کرد که این تابآوری اتفاقی نیست. سالها محدودیت در واردات، فشار بر دسترسی به ارز، انسداد کانالهای بانکی و محدودیت تجارت خارجی، اقتصاد ایران را به سمت اتکای بیشتر بر ظرفیتهای داخلی سوق داد. بسیاری از تولیدکنندگان داخلی ناچار شدند بخشی از نیازهایی را تأمین کنند که پیشتر از خارج وارد میشد. همین تجربه امروز به یکی از مهمترین نقاط قوت اقتصاد کشور تبدیل شده است.
در جریان جنگ نیز همین مزیت خود را نشان داد. حتی در شرایطی که برخی زیرساختها و مراکز لجستیکی هدف حمله قرار گرفتند، زنجیره تأمین کشور به طور کامل از کار نیفتاد. این مسئله نشان داد که برخلاف تصور برخی ناظران خارجی، اقتصاد ایران وابستگی مطلق به یک یا دو مسیر محدود ندارد و در سالهای اخیر توانسته شبکهای از مسیرهای جایگزین برای تأمین و توزیع ایجاد کند. با این حال، همین تجربه یک هشدار مهم نیز در خود دارد. تابآوری با توسعه پایدار یکسان نیست. اقتصادی ممکن است در بحران دوام بیاورد، اما این به معنای ?%