کد خبر : 1508

IMG_20260704_145551_996

به گزارش گروه خبری شبکه اطلاع رسانی رهیاب که امروز در تهران مستقر است؛ امروز آسمان تهران نه با خورشید، که با غباری از اندوه و حزن طلوع کرد. از نخستین ساعات بامداد، تمامی شریان‌های منتهی به مصلای بزرگ امام خمینی (ره) به رودخانه‌ای خروشان از جمعیت بدل شده است. سیل جمعیت، سیاهپوش و گریان، […]

به گزارش گروه خبری شبکه اطلاع رسانی رهیاب که امروز در تهران مستقر است؛

امروز آسمان تهران نه با خورشید، که با غباری از اندوه و حزن طلوع کرد. از نخستین ساعات بامداد، تمامی شریان‌های منتهی به مصلای بزرگ امام خمینی (ره) به رودخانه‌ای خروشان از جمعیت بدل شده است. سیل جمعیت، سیاهپوش و گریان، برای وداع با «رهبر شهید» گرد هم آمده‌اند؛ واژه‌ها در توصیف آنچه امروز در قلب تهران می‌گذرد، رنگ می‌بازند؛ چرا که هیچ قلم و دوربینی قادر نیست عمقِ حزنی که در چشمان تک‌تک این حاضران موج می‌زند را به تصویر بکشد.

روایتِ حضوری بی‌پایان

از متروهای شلوغ تا پیاده‌روهای پهناور، همه راه‌ها به مصلای تهران ختم می‌شود. پیرمردی که با عصا و قامت خمیده، گام‌هایش را استوار بر می‌دارد، مادری که نوزادش را در آغوش فشرده و جوانی که پرچم سیاه بزرگی را بر دوش گرفته است؛ این تصویرِ یک ملت است. سکوتِ سنگینی که در فضای شهر حاکم بود، جای خود را به طنینِ «یا حسین» و «یا زهرا» داده است. اینجا مصلای تهران نیست؛ اینجا صحنه تجلی عهدی دوباره است. مردم نه تنها برای بدرقه یک پیکر، بلکه برای پاسداشت آرمان‌هایی آمده‌اند که در قامت این رهبر شهید، متبلور شده بود.

آیین تشییع؛ میعادگاهِ دل‌های داغدار

شبستان مصلای بزرگ امام خمینی، امروز شاهدِ بی‌مانندترین تشییع سال‌های اخیر است. پیکر مطهر در میان گل‌های سرخ و پرچم‌های برافراشته در میان انبوه جمعیت جای گرفته است. صدای مداحی و نوحه‌خوانی در فضای وسیع مصلا می‌پیچد و هر فراز از آن، بغض‌های فروخورده را می‌شکند. اشک‌ها بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری است و شانه جمعیت با ضرب‌آهنگِ نوحه‌ها به لرزه در می‌آید.

در میان جمعیت، گروه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و مذهبی دیده می‌شوند. کسانی که شاید در نگاه و سلیقه تفاوت‌هایی داشته باشند، اما امروز در یک نقطه مشترک به هم رسیده‌اند: «دین و میهن». حضور جوانان، به‌ویژه نسل دهه هشتادی و نودی که با شور و حرارتی خاص در مراسم شرکت کرده‌اند، بیش از هر چیز دیگری جلب توجه می‌کند؛ آنان با در دست داشتن تصاویر شهید و شعارهایی که بر تداوم راه او تأکید دارد، آمده‌اند تا نشان دهند که عَلَم، زمین نخواهد ماند.

فضای توصیفی؛ حزنِ آمیخته با حماسه

گرمای هوا هم نتوانسته است از شکوه این حضور بکاهد. خدمت‌گزاران در ایستگاه‌های صلواتی با توزیع آب و شربت، به یاری مردم آمده‌اند و گروه‌های امدادی نیز در هر گوشه و کنار برای ارائه خدمات حضور دارند. اما آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، همدلیِ بی‌بدیل است. مردمی که به هم تکیه می‌دهند تا دیگری زمین نخورد؛ دستانی که برای گرفتنِ تابوت به سمت بالا بلند شده‌اند و چشم‌هایی که با خیرگی به جایگاهِ پیکر، گویی از خدا وصالی دوباره را طلب می‌کنند.

در چهره‌های مردم، ترکیبی از بُهت، خشمِ فروخورده و استواری به چشم می‌خورد. حزنی که از رفتنِ یک مرشد و راهنما برخاسته و حماسه‌ای که در پیوندِ دوباره مردم با آرمان‌های انقلاب شکل گرفته است. تشییعِ امروز، تنها یک آیینِ خاکسپاری نیست؛ بلکه بیانیه‌ای صامت اما رسا از ملتی است که در سخت‌ترین شرایط، پیوندِ ناگسستنی خود را با راهِ رهبرشان به رخ می‌کشد.

پیامِ تهران به جهان

هلی‌کوپترهایی که بر فراز مصلای تهران در پروازند، تصویری از انبوهِ متراکم جمعیت را ضبط می‌کنند که تا کیلومترها دورتر امتداد دارد. این جمعیت نه برای ادای یک تکلیفِ اداری، که برای اتمام حجت آمده است. وقتی صدای تکبیرها در آسمان تهران اوج می‌گیرد، این پیام به گوش جهانیان می‌رسد که این ملت، در سوگ نیز راهِ خود را گم نمی‌کند.

اینجا تهران است؛ شهری که امروز، قلبِ تپنده یک ملتِ داغدار است.