کد خبر : 1525

IMG_20260707_092431_644

میعادگاهِ نور؛ طنینِ نمازِ جماعت در سوگِ قائدِ شهید جمکران، این میعادگاه عاشقان و خلوت‌گاه منتظران، امروز حال و هوایی دیگر داشت. گویی خورشید نیز در پسِ دیوارهای فیروزه‌ای مسجد، با دلی داغ‌دار طلوع کرده بود. صحن‌های مسجد مقدس جمکران، که همواره مأمنِ زمزمه‌های عاشقانه با حضرت حجت (عج) است، این‌بار شاهد حضوری بود که […]

میعادگاهِ نور؛ طنینِ نمازِ جماعت در سوگِ قائدِ شهید

جمکران، این میعادگاه عاشقان و خلوت‌گاه منتظران، امروز حال و هوایی دیگر داشت. گویی خورشید نیز در پسِ دیوارهای فیروزه‌ای مسجد، با دلی داغ‌دار طلوع کرده بود. صحن‌های مسجد مقدس جمکران، که همواره مأمنِ زمزمه‌های عاشقانه با حضرت حجت (عج) است، این‌بار شاهد حضوری بود که در تاریخِ این مکان مقدس، شکوهی جاودان یافت. مردم آمده بودند تا در قطعه‌ای از بهشت، بر پیکرِ رهبرِ شهید و قائد امت، آخرین نمازِ عهد و وفاداری را اقامه کنند.

از ساعت‌ها پیش از شروع مراسم، صحن‌های مسجد مملو از جمعیتی بود که از اقصی‌نقاط کشور خود را به قم رسانده بودند. فضای مسجد، آکنده از بوی عود و اسپند و نوای سوزناک مداحانی بود که در رثای شهید، مرثیه‌خوانی می‌کردند. وقتی پیکر مطهر بر دوشِ عاشقان وارد صحن شد، گویی نفس‌ها در سینه حبس شد. صدای «لبیک یا حسین» و «یا مهدی ادرکنی» چنان با قدرت در فضای شبستان و صحن‌های بیرونی طنین‌انداز شد که گویی ستون‌های مسجد نیز با مردم هم‌نوا شده‌اند.

اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید در جمکران، یک آیینِ ساده نبود؛ یک پیوندِ نمادین میان «مقاومت» و «انتظار» بود. در آن لحظات روحانی، هزاران نمازگزار در صفوفی فشرده و منظم، پشت سر یکدیگر ایستادند. دست‌های بلند شده در قنوت، نه تنها برای آمرزشِ شهید، بلکه برای نصرتِ جبهه‌ی حق و تعجیل در فرجِ منجی بشریت، به آسمان دوخته شده بود. چشمانِ اشک‌بارِ نمازگزاران، گواهی می‌داد که این نماز، نه پایانِ راه، بلکه آغازِ بیعتی دوباره است.

توصیفِ چهره‌های حاضر در نماز، خود روایتی از یک حماسه‌ی ملی است. پیرمردانی که عصا‌زنان خود را به صفوف اول رسانده بودند تا شاید سایه‌ای از پیکر را لمس کنند؛ جوانانی که با سربندهای سرخ «انتقام» در پیشانی، با صلابتی وصف‌ناپذیر ایستاده بودند؛ و مادرانی که فرزندان خردسال خود را در آغوش گرفته و با زمزمه‌ی «او راهِ حسین (ع) را رفت»، به آن‌ها درسِ ایستادگی می‌دادند. در این صفوفِ بی‌پایان، گویی تمامِ اقشارِ ملتِ ایران، در یک حقیقتِ واحد ذوب شده بودند.

نماز بر پیکر رهبر شهید در جمکران، فراتر از یک وظیفه‌ی شرعی، «اقامه‌ی عدل» در قامتِ یک فریاد بود. هر «الله‌اکبر» که از گلوی هزاران نفر برمی‌خاست، لرزه بر اندامِ دشمنانی می‌انداخت که تصور می‌کردند با حذف فیزیکیِ یک رهبر، می‌توانند شعله‌ی قیامِ امت را خاموش کنند. اما این نماز نشان داد که پیوند میان این امت و قائدشان، ریشه‌دارتر از آن است که با مرگ گسسته شود. مسجد جمکران، شاهد بود که چگونه ایمانِ مردم، در گرمایِ تلاطمِ سوگ، به پولادی آب‌دیده بدل شد.

حضور معنوی و پررنگِ خانواده‌ی معظم شهدا در میان نمازگزاران، فضای مسجد را عطرآگین‌تر کرده بود. آن‌ها که خود طعم داغِ دوری را چشیده بودند، امروز در کنار پیکرِ قائدِ شهید، برای تسلیِ دلِ داغ‌دیده‌ی امت، دعا می‌کردند. در لحظه‌ی اتمام نماز و با ذکرِ «السلام علیک یا اباعبدالله»، گویی تمامِ مسجد به یک‌باره فرو ریخت؛ صدای شیون و گریه‌هایی که فضای گنبد فیروزه‌ای را پر کرد، نه نشانه‌ی ضعف، که فریادی بود بر سرِ استبداد.

هنگامی که مراسم نماز به پایان رسید و پیکر برای وداعِ نهایی به سمت جایگاه ابدی منتقل می‌شد، هیچ‌کس دلِ رفتن نداشت. گویی مسجد جمکران، ظرفیتِ پذیرشِ این‌همه عشق و داغ را نداشت. مردم در حالی که با پیکرِ رهبرِ شهید وداع می‌کردند، گویی با خود عهد بستند که سنگرِ جمکران را که نمادِ انتظارِ فعال است، به سنگری برای یاریِ راهِ شهید تبدیل کنند.

امروز، جمکران نه فقط یک مسجد، بلکه پایگاهی برای تجدیدِ بیعت با آرمان‌های انقلاب بود. نمازِ مردم بر پیکرِ قائد امت در این مکان مقدس، پیامی روشن به تاریخ داشت: «ما ملتِ امام حسینیم؛ ما در راهِ تحققِ عدلِ مهدوی، از هیچ خون و جان‌فشانی‌ دریغ نخواهیم کرد.» این نماز، مُهری بود بر سندِ حقانیتِ راهی که رهبر شهید پیمود و امتِ او، تا رسیدن به مقصدِ نهایی، آن را رها نخواهد کرد.

 

i