پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۴۸

بحران قطعی برق در شوش؛ از سوءمدیریت تا فروپاشی تابآوری خانوارها شهرستان شوش در استان خوزستان این روزها با معضلی جدی و طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکند: قطعیهای مکرر و لحظهای برق که زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده و خسارتهای سنگینی به بار آورده است. آنچه این بحران را از یک مشکل عادی تأسیساتی فراتر […]
بحران قطعی برق در شوش؛ از سوءمدیریت تا فروپاشی تابآوری خانوارها
شهرستان شوش در استان خوزستان این روزها با معضلی جدی و طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکند: قطعیهای مکرر و لحظهای برق که زندگی روزمره شهروندان را مختل کرده و خسارتهای سنگینی به بار آورده است. آنچه این بحران را از یک مشکل عادی تأسیساتی فراتر میبرد، الگوی غیرقابلپیشبینی و رفتار «قطع و وصل پیاپی» شبکه است که نه فقط باعث اختلال در زندگی روزمره، بلکه به عاملی برای نابودی تدریجی سرمایه خانوارها تبدیل شده است.
قطع و وصل لحظهای؛ قاتل خاموش لوازم خانگی
نوسانات ناگهانی و قطع و وصلهای برقآسا، آسیبهایی بهمراتب جدیتر از خاموشیهای طولانیمدت به لوازم برقی وارد میکند. یخچال، فریزر، کولر، تلویزیون، ماشین لباسشویی و سایر دستگاههای الکترونیکی به جریان پایدار و ولتاژ ثابت نیاز دارند. هر بار که برق قطع و بلافاصله وصل میشود، یک موج الکتریکی (Surge) به مدارهای داخلی این دستگاهها وارد میگردد که میتواند خازنها، بردهای الکترونیکی و کمپرسورها را از کار بیندازد. در بسیاری از موارد، هزینه تعمیر این قطعات بهقدری بالاست که خرید دستگاه نو را توجیهپذیرتر میکند.
اقتصاد خرد در تیررس بحران انرژی
در شرایطی که تورم افسارگسیخته و کاهش قدرت خرید، کابوس هر خانواده شوشی شده است، سوختن یک یخچال یا کولر بهمعنای یک فاجعه مالی تمامعیار است. قیمت لوازم خانگی در چند سال گذشته چندین برابر شده و بسیاری از خانوادهها توان جایگزینی حتی یک وسیله را ندارند. بهبیان سادهتر، قطعی برق امروز، نه فقط یک ناراحتی موقت، بلکه یک ضربه سنگین به معیشت خانوارهای کمدرآمد است. این موضوع، بار روانی مضاعفی بر شهروندانی وارد میکند که پیشتر از گرانی مسکن، خوراک و حملونقل به تنگ آمدهاند.
ریشه بحران؛ نه فرسودگی، بلکه سوءمدیریت
طبق گزارشهای میدانی و اظهارات شهروندان شوشی، مشکل اصلی فرسودگی زیرساختها نیست. بلکه ناشی از سوءمدیریت در تنظیم بار شبکه و اولویتبندی نادرست در اعمال خاموشیها است. قطعیهای مکرر و لحظهای نشاندهنده نبود یک برنامه مدون و پایدار برای توزیع بار است. گویی شبکه بدون طراحی فنی و تنها با تصمیمهای مقطعی و از روی ناچاری مدیریت میشود. این رویه، شهروندان را با هزینهای مواجه کرده که نتیجه تصمیمهای نسنجیده مدیرانی است که پاسخگوی خسارتهای وارده نیستند.
ضرورت نظارت و پاسخگویی
در چنین شرایطی، نقش نهادهای نظارتی اعم از سازمان بازرسی کل کشور، وزارت نیرو و نمایندگان مجلس بسیار حیاتی است. صرفانداختن «ناترازی تولید و مصرف» بهعنوان بهانه برای خاموشیهای بیرویه، بدون اینکه مدیران محلی در قبال نحوه اجرای آن پاسخگو باشند، چاره کار نیست. باید:
سامانه پایش هوشمند قطعیها راهاندازی شود تا الگوی خاموشی در هر منطقه ثبت و قابل راستیآزمایی باشد.
خسارتهای وارده به شهروندان ناشی از تصمیمهای مدیریتی اشتباه، شناسایی و جبران شود.
برخورد انضباطی و قانونی با مدیرانی صورت گیرد که با بیتدبیری، امنیت روانی و اقتصادی مردم را نشانه رفتهاند.
جمعبندی
قطع برق شوش یک بحران فنی صرف نیست؛ یک بحران مدیریتی و نظارتی است. تا زمانی که مدیران محلی در قبال نحوه قطع برق و خسارتهای ناشی از آن پاسخگو نباشند و نهادهای نظارتی ورود جدی نکنند، مردم شوش همچنان قربانی تصمیمهایی خواهند بود که خود در آن نقشی نداشتهاند. در شرایط سخت اقتصادی کنونی، کمترین انتظار از حاکمیت، تأمین حداقلی از امنیت و پایداری خدمات پایهای چون برق است.