پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۴۸
کنترل بهینه مصرف، سختگیری و اعمال فشار نیست. در شرایطی که کشور در مسیر توسعه و پیشرفت زیرساختی قرار دارد، مسئله «انرژی» به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. انرژی، تنها یک کالا برای راحتی روزمره نیست؛ بلکه خون جاری در رگهای صنعت، کشاورزی […]
کنترل بهینه مصرف، سختگیری و اعمال فشار نیست.
در شرایطی که کشور در مسیر توسعه و پیشرفت زیرساختی قرار دارد، مسئله «انرژی» به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. انرژی، تنها یک کالا برای راحتی روزمره نیست؛ بلکه خون جاری در رگهای صنعت، کشاورزی و خدمات کشور است که حفظ پایداری آن، وظیفهای ملی و شرعی بر دوش تکتک آحاد جامعه است.
نگاهی به آمارهای مصرف انرژی در بخش خانگی، زنگ خطری جدی را برای مدیریت منابع کشور به صدا درآورده است. متأسفانه، الگوی مصرف در بسیاری از نقاط کشور، با استانداردهای بهینه جهانی فاصله معناداری دارد. استفاده غیرضروری از وسایل سرمایشی در ساعات پیک، بیتوجهی به برچسبهای انرژی در لوازم خانگی و هدررفت گرمایی یا سرمایی ساختمانها به دلیل عدم رعایت اصول عایقبندی، باعث شده است تا بخش بزرگی از تولیدات نیروگاهی کشور، به جای آنکه صرف چرخهای صنعت و تولید ملی شود، در مجاری مصرف بیرویه و غیربهینه هدر برود.
این در حالی است که هر کیلووات ساعت صرفهجویی، نه تنها مانعی برای خاموشیهای ناخواسته و فشار بر شبکه توزیع است، بلکه گامی عملی در جهت صیانت از منابع زیرزمینی و کاهش آلودگیهای زیستمحیطی برای آیندگان این سرزمین محسوب میشود. پیام روشن مسئولان و کارشناسان انرژی کشور در این مقطع زمانی، «اصلاح الگوی مصرف» است؛ نه به معنای تحمل سختی، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه و هدفمند.
خانوادههای عزیز، کوچکترین تغییر در عادات روزمره میتواند تأثیری شگرف بر پایداری شبکه انرژی داشته باشد. تنظیم دمای وسایل سرمایشی بر روی دمای آسایش، استفاده حداکثری از نور طبیعی روز، و خاموش کردن لوازم برقی غیرضروری در ساعات اوج بار، اقداماتی ساده اما راهبردی هستند که اگر به عنوان یک فرهنگ عمومی پذیرفته شوند، نهتنها هزینههای اقتصادی خانوار را به شدت کاهش میدهند، بلکه ضامن استمرار خدماترسانی در سراسر کشور خواهند بود.
در فرهنگ غنی ایرانی و آموزههای دینی ما، «اسراف» نه تنها رفتاری ناپسند، بلکه عاملی برای تضییع حقالناس است. مصرف بیرویه، در واقع نادیده گرفتن حق سایر هموطنانی است که در دورترین نقاط کشور برای برخورداری از حداقلهای انرژی، چشمانتظار پایداری شبکه هستند. امروز، پایداری انرژی یک «پروژه ملی» است؛ پروژهای که فرماندهی آن در دست مردم است.
از همه آحاد ملت، فعالان فرهنگی و رسانهای دعوت میشود تا با ترویج گفتمان «مدیریت مصرف»، یاریگر خادمان خود در صنعت انرژی باشند. بیایید با تغییر در سبک زندگی و هوشمندی در مصرف، به جای تحمیل فشار به منابع ملی، پاسبانِ این امانت بزرگ باشیم. آینده ایران، در گرو تصمیمات امروز ماست؛ باشد که با الگوی مصرفی خردمندانه، فردایی پرتوان برای فرزندان این مرز و بوم رقم بزنیم.
به یاد داشته باشیم؛ هر چه بیشتر صرفهجویی کنیم، سهم بیشتری برای رشد و تعالی ایران باقی خواهد ماند.