پنجشنبه ۱۱ دی ۱۳۴۸

به گزارش خبرنگار ندای شوش، در حالی که گرمای طاقتفرسای تابستان، چونان خورشیدی گداخته بر پیکر شهر شوش میتابد و دمای هوا نفسها را در سینه حبس کرده است، خبری نگرانکننده بار دیگر دغدغههای زیستمحیطی منطقه را به صدر توجهات آورده است: آتشسوزی در نیزارها. اما آیا واقعاً این تنها یک حادثه طبیعی ناشی از […]
به گزارش خبرنگار ندای شوش، در حالی که گرمای طاقتفرسای تابستان، چونان خورشیدی گداخته بر پیکر شهر شوش میتابد و دمای هوا نفسها را در سینه حبس کرده است، خبری نگرانکننده بار دیگر دغدغههای زیستمحیطی منطقه را به صدر توجهات آورده است: آتشسوزی در نیزارها.
اما آیا واقعاً این تنها یک حادثه طبیعی ناشی از گرماست؟ یا در پسِ پردهی این دودهای غلیظ که آسمان را خاکستری کرده، سناریویی تکراری و دردناک در جریان است؟

فراتر از یک آتشسوزی ساده
تجربه سالهای اخیر و مشاهده میدانی بسیاری از کارشناسان و فعالان محیطزیست نشان میدهد که در بسیاری از موارد، «نیزار» تنها یک هدف میانی است؛ بهانهای برای گشودنِ راهِ شعلههای بزرگتر. وقتی نیزارها با بیرحمی در گرمای بیسابقهی تابستان به آتش کشیده میشوند، حریق به راحتی به باغهای مجاور سرایت میکند.
سوالی که افکار عمومی و دلسوزان طبیعت میپرسند این است: چرا همواره پس از هر آتشسوزی در نیزارها، شاهد خشک شدنِ مرموز یا بریدنِ درختان کهنسال در اراضی همجوار هستیم؟

به نظر میرسد این آتشسوزیها در مواقعی خاص، به مثابه «پوششی» عمل میکنند تا زمینهای کشاورزی یا باغات، به بهانهی آسیبدیدگی در حریق و یا با هدف تغییر کاربری، به دستِ تبرها سپرده شوند. در واقع، گرما در اینجا نه تنها عامل طبیعی، بلکه «همدست» این تخریبهای سازمانیافته شده است.
گرمایی که برای برخی «فرصت» است
تابستان شوش با دمای بالای ۵۰ درجه، خود بزرگترین تهدید برای پوشش گیاهی است. اما وقتی دستهای انسانی با آتشبازی در نیزارها، به این دمای مرگبار یاری میرسانند، عملاً فضای تنفس شهر از بین میرود.

این رویکرد، ضربهای مستقیم به «ادبیات مقاومتِ» زیستی ماست؛ چرا که درختان، سربازان خط مقدم مقابله با بیابانزایی و گرمای بیحد هستند. بریدن و سوزاندن آنها، بریدنِ ریشههای حیات در این خاک است.
سخن آخر
ما از مسئولین امر، بهویژه در بخش مدیریت بحران و منابع طبیعی انتظار داریم که فراتر از خاموش کردنِ سطحیِ آتشها، به تحلیل دقیقِ «منشأ» و «پیامدهای پس از حریق» بپردازند. نباید اجازه داد که به بهانهی سوزاندن نیزارها، ریههای تنفسی شهرمان به تلی از خاکستر بدل شود و در سایهی غفلت یا سودجویی، درختان این سرزمین که سالها برای قد کشیدنشان زحمت کشیده شده، به یکباره تاراج شوند.
طبیعت شوش، امانتی است که در گرمای تابستان بیش از همیشه به محافظتِ ما نیاز دارد، نه به طمعِ کسانی که خاکسترِ آن را برای خود «نان» میبینند.