دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

شوش، پایتخت سیاسی جهان باستان و نخستین مهد تمدن شهری بشر، این روزها در تلاقی سوءمدیریتهای اداری و بیتوجهی به زیرساختهای حیاتی، در حصار معضلات یک «دهکده بزرگ» گرفتار شده است. به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی رهیاب از شهرستان شوش دانیال نبی علیه السلام؛ فقدان پارکینگ بهعنوان بدیهیترین نیاز یک شهر توریستی، نهتنها […]
شوش، پایتخت سیاسی جهان باستان و نخستین مهد تمدن شهری بشر، این روزها در تلاقی سوءمدیریتهای اداری و بیتوجهی به زیرساختهای حیاتی، در حصار معضلات یک «دهکده بزرگ» گرفتار شده است.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی رهیاب از شهرستان شوش دانیال نبی علیه السلام؛
فقدان پارکینگ بهعنوان بدیهیترین نیاز یک شهر توریستی، نهتنها گردشگری این خطه را به بنبست کشانده، بلکه زندگی روزمره شهروندان بومی را نیز به چالشی فرسایشی بدل کرده است؛ چالشی که در پس آن، پرسشی بزرگ نهفته است: چرا ارادهای برای خروج شوش از این «انجماد توسعهای» دیده نمیشود؟
اگر به تاریخ نگاه کنیم، شوش نه یک شهر معمولی، بلکه نماد تمدن و خاستگاه شهرنشینی در جهان است. اما اگر همین امروز قدم در خیابانهای این شهر بگذاریم، با تضادی دردناک روبهرو میشویم؛ شهری که باید در قله گردشگری جهان بایستد، امروز در تامین ابتداییترین نیازهای زیست شهری، یعنی «فضای پارک خودرو»، درمانده است.
وضعیت کنونی شوش، حکایتِ «تمدن بزرگ در کالبد یک دهکده» است. پارکینگ، اولین و حیاتیترین زیرساخت برای شهری است که ادعای قطب گردشگری دارد. وقتی از توسعه گردشگری سخن میگوییم، اولین سوال گردشگر این است: «ماشینم را کجا پارک کنم؟». پاسخ این سوال در شوش، معمولاً با «سردرگمی»، «ترافیک» و نهایتاً «جریمههای سنگین راهنمایی و رانندگی» گره خورده است. عجیبتر آنکه حتی در غیاب گردشگران خارجی – که تحتتاثیر شرایط منطقهای امکان حضور کمرنگی دارند – شهروندان بومی نیز برای تردد در شهر خود با همین معضل دستبهگریباناند. جریمهکردن رانندگانی که به دلیل نبود فضای پارک ناچار به توقف در حاشیه خیابانها میشوند، در واقع جریمهکردن شهروندان بابت کمکاری مدیران شهری است؛ نوعی «مجازاتِ شهروند بابتِ قصورِ مسئول».
پرسش اصلی اینجاست: چرا پروژههای پارکینگ در شوش یا نیمهکاره رها شدهاند و یا اصلاً کلنگ آنها به زمین نمیخورد؟ آیا تخصیص بودجهها به اولویتهای غیرضروری معطوف شده است؟ یا دایرهای از بیارادگی مدیران شهری، مانع از تغییر سیمای شوش از یک منطقه روستاییگونه به یک شهر استاندارد شده است؟
این بیعملی، شائبههای تلخی را در ذهن مردم ایجاد کرده است. چه کسانی تمایل دارند شوش در وضعیت «دهکوره» باقی بماند؟ آیا این یک غفلت ساختاری است یا تعمدا ارادهای برای جلوگیری از توسعه زیرساختها وجود دارد؟ وقتی پارکینگ، سیستم حملونقل عمومی و زیرساختهای رفاهی در شوش به فراموشی سپرده میشود، عملاً تمدن کهن این سرزمین در حال فرسایش است.
برای عبور از این بنبست، نیازمند «ارادهای جهادی» و «مدیریتی متخصص» هستیم که بهجای روزمرگی، نگاهی راهبردی به جایگاه جهانی شوش داشته باشد. تکمیل پارکینگهای نیمهکاره، احداث پارکینگهای طبقاتی در نقاط استراتژیک و ساماندهی ترافیک شهری، نه یک «مطلوب»، بلکه «حق مسلم» مردم شوش است.
تاریخ، شوش را به یاد میآورد، اما زمان حالِ این شهر، در گرو عملکرد مسئولانی است که باید ثابت کنند آیا دلسوزِ این میراث جهانی هستند یا تنها نظارهگرِ فروپاشی ساختار شهری آن. مطالبه مردم شوش، نه پروژههای رویایی، بلکه بازگشتِ «شانِ شهرنشینی» به این خاک مقدس است. وقت آن رسیده است که مدیران، از لاکِ دفاعی خارج شده و پاسخگوی وضعیت اسفبار زیرساختهای این شهر باشند. شوش، بیش از هر زمان دیگری به پارکینگ نیاز ندارد؛ به «تدبیر» نیاز دارد.